احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي ( احمد ژنده پيل ) ( شيخ احمد جام )

مقدمه 33

كنوز الحكمة ( فارسى )

- « هرگز معروف از نور معرفت عارف در حجاب نشود ، زيرا كه اصل همهء نورها از اوست و هرچه از اين نورهاست كه از ازل درآمدند و به ابد خواهند شد ، از پستان ازل شير سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ خورده‌اند . » ( ص 93 ) - « من دوستان خود را نه امروز دوست مىدارم ، با خدايى خود ايشان را بيافريدم و از كيمياى پنيرمايهء يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ غذا دادم ، چنان‌كه هم اول مادر فرزند را غذا دهد . » ( ص 146 ) - « آن علم به جز اولياى خدا عز و جلّ ندانند و الراسخون فى العلم به حقيقت ايشان باشند . » ( ص 148 ) ج : تأويل‌هاى ذوقى شيخ : از نمونه‌هاى اين توجه ذوقى مىتوان به داستان آفرينش اشاره كرد كه در ادب صوفيانه روايى بسيار داشته است كه از نمونه‌هاى مشهور آن مىتوان به روايت‌هاى مرصاد العباد اشاره نمود و محتملا آثار شيخ جام از منابع اين اثر است : - « چون فرا آفرينش رسيد ، گفت : الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ ؛ چون فرا صورت رسيد ، گفت : وَ صَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ ؛ چون فرا تقويم رسيد ، گفت : لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ؛ چون فرا راستى اندام‌ها رسيد ، گفت : أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ ؛ بلى قادرترين على أن نسوّى بنانه . » ( ص 74 ) و از ديگر نمونه‌هاى زيباى اين تأويل در نثر و باور شيخ : - « و در خبر ديگر آمده است : ارحموا يتيما . . . و آنك در افواه مردمان مىرود كه درّ يتيم از گوهرها عزيزتر باشد ، مقصود از آن درّ محمد ( ص ) است كه او درّى بود يتيم ! » ( ص 93 ) د : توجه به شأن نزول آيات : يكى ديگر از نكته‌هاى قابل توجه اين است كه شيخ جام معمولا به بنيان و شأن نزول آيات اشاره دارد و مخاطب را از سبب نزول آيه‌ى مورد نظر و استناد خود آگاه مىسازد . مانند : - « و سبب نزول اين آيت آن بود كه از كافران دعوى آن مىكردند كه . . . » ( ص 69 ) - « چون رسول ( ص ) اين نوع درد كرد ، پيك حضرت جبرئيل امين همىآمد و آيت مىآورد . . . » ( ص 85 )